جاکتابی

آرشیو کتاب‌نویسی‌هایم در جراید مختلف

جاکتابی

آرشیو کتاب‌نویسی‌هایم در جراید مختلف

جاکتابی

جاکتابی عنوان ستونی است که نخستین‌بار در تاریخ بیست و هفت تیرماه سنه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی در صفحه چهاردهم جیم از ضمیمه‌ی جریده‌ی یومیه‌ی خراسان به طبع ‌نگارنده رسید و الی زماننا هذا به طبع می‌رسد. (برگرفته از مطلع الوبلاق/ پست شماره ۱)

خدمت دوستان عرض شود: بسیاری از این کتاب‌ها را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ(شماره تماس: ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.

19 مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سپیده‌باوران» ثبت شده است


شور و شینی عاشورایی در قالب کلمات!

پیش از معرفی:

*‌ عاشورا سرچشمه الهام بسیاری از جوش و خروش‌های هنر و ادب است. خروش‌هایی ادیبانه و شاعرانه. خروش‌هایی عارفانه و عاشقانه که همه و همه مدیون شهدای کربلاست. شهدایی که راه‌شان و خون‌شان عنصر حیات بود بر رگ‌های مرده و یخ‌زده بشر. جوهری بود برای قلم‌های افسرده و خاموش که از شکوه این عظمتِ نامیرا به وجدی شوریده‌وار درآیند و نَمی از اقیانوس عظیم انسانیِ جاری در آن واقعه را بر لب‌های لب‌تشنگان اعصار جاهلیت‌ ثانی بزنند تا آن روح بزرگ جوانمردی زنده بماند. از سویی نیز روایت‌گر شقاوت حیوان‌صفتانی باشد که در کالبد شریف انسانی پست‌ترین اعمال بشری را مرتکب شدند و لکه ننگی شدند بر دامان انسانیت!پربیراه نگفته‌ایم اگر ادعا کنیم  این راه را شعرا در طول تاریخ با طبع و قلم موزون‌شان بیش از دیگران به تصویر کشیده و می‌کشند...


مقدمه ای دیگر برای شعر عاشورایی:

*‌ شعر عَلَم سرفراز  این تصویرگری‌ست و شاعر، علمداری که در طول تاریخ آن را بر دوش‌های حساس و شکننده احساس خویش عاشقانه کشیده است. مگر نه این‌که محرم با پارچه کتیبه‌هایی منقش به اشعار «محتشم کاشانی» معنا می‌یابدکه «باز این چه شورش است که در خلق عالم است...» و مگر نه این‌که شور این احساس بی پایان در اندیشه شعر «عمان سامانی» در جریان است و زمزمه‌ای بر لب‌ها که «کیست این پنهان مرا در جان و تن...». و حالا این علمداری تا شعر معاصر شیعه نیز ادامه یافته است و شعرای معاصر آن را که رسالتی است زینب‌گونه برای پاسداشت روح حماسی و هدف والای عاشورا  بر دوش می‌کشند. در این میان نیز هر نوع قالب شعری خواسته است در حد خود ادای دینی کند. غزل، مثنوی، قصیده و رباعی...



درباره شین!

 *‌ مجموعه رباعیات شاعر رباعی‌سرای معاصر«جلبل صفربیگی» که همه حال و هوای عاشورایی دارند با نام «شین» توسط انتشارات «سپیده‌باوران» منتشر شده است. کتابی کوچک جیبی و بیست و هفتمین کتاب از مجموعه کتاب‌های«شعر امروز» نشر سپیده‌باوران. با مقدمه شاعر گران‌قدر «یوسفعلی میرشکاک» درباره رباعی‌سرایی بالاخص در ساحت شعر آیینی. در مقدمه درباره  شاعر کتاب چنین آمده است: «جلیل صفربیگی  سال‌هاست که به عنوان یکی از رباعی‌سرایان معاصر نام و آوازه‌ای دارد و در ساحت شعر آیینی خود را ملزم به نوآوری می‌داند  و بر آن است که شعر شیعی را به ویژه در نسبت با ماجرای کربلا در قالب رباعی متحول کند...» از دیگر آثار او می‌توان به «او نویسی»، «هیچ»، «کم‌کم کلمه می‌شوم»، «انجیلی به روایت جلیل»، «سونات بلوط» و ... اشاره کرد.

 

چند قطره رباعی:

*‌ افتاده به خاک، جسم بی پیرهنت

قطعه...قطعه، شده تن بی‌کفنت

حمد است و برائت است و اعراف و فجر

سی‌پاره قرآن مجید است تنت

 

*‌ فردا همه گویند سپهدار آمد

سقای حرم سید و سالار آمد

در دشت خروش و ولوله می افتد

گویند ابالفضل علمدار آمد

 

*‌ تیری که نداشت از خدا پروایی

حتی نگذاشت تا که دست و پایی

انگار که از سقیفه شلیک شده

هر شعبه اش آب می‌خورد از جایی




مشخصات کتاب:

عنوان: شین

نویسنده: جلیل صفربیگی

انتشارات: سپیده باوران

تعداد صفحه: ۹۱

قیمت: ۲۴۰۰ تومان

قطع: جیبی

 

این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.



۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۲ ، ۱۳:۲۰
الهام یوسفی
آخوند باید روحانی باشد؟!


کتاب‌هایی هست که خواندنش نه چیزی بر داشته‌های خواننده می‌افزاید و نه چیزی از جنس  لذتی سفرگونه را نصیب او می‌کند. کتاب‌هایی هست که نخواندنش از دست دادنی است حسرت‌آور! اما کتاب‌هایی نیز هست فراتر از این تعریف‌ها، کتاب‌هایی که نخواندنش ظلمی است غیر قابل بخشش به نویسنده! از آن روی که نویسنده تکه‌ای از خودش و اعتقادش را در آن به نمایش گذاشته است. مخصوصاً اگر آن نویسنده را به جرم همان اعتقادی که نمی‌دانند حقیقت‌اش چیست به پای میزمحاکمه کشانده باشند. درست به این می‌ماند که به دهان متهمی که برای دفاع از خود حرفی برای گفتن دارد چسبی بزنند بعد هم درباره او هر قضاوتی را روا دارند!
**«درباره روحانیت» به حرف‌های همان متهم می‌ماند در دفاع از عقاید خود. حرف‌هایی که به عمد یا غفلت، از شریعتی لابه‌لای جزوه‌ها مهجور و بی‌سروصدا مانده و می‌تواند پاسخی باشد شفاف درباره عقاید او درباره روحانیت. آن‌چه که این سال‌ها بر سرش دعوایی نافرجام بوده، و حالا خود نویسنده آمده است تا دوطرف دعوا را از این نزاع بی‌سرانجام برهاند و حرف و موضع خود را شفاف و بی‌ابهام به همه بگوید.

درباره روحانیت

**«درباره روحانیت» کتابی است مشتمل بر سه جزوه از شریعتی که قبل‌تر –سال‌ها پیش-از او به چاپ رسیده بود و حالا در یک مجموعه مستقل به همت انتشارات سپیده‌باوران گرد آمده است. سه‌گانه‌ای به نام‌های «فلسفه تعلیم و تربیت»، «اجتهاد و نظریه انقلاب دائمی» و «روحانیت یا علمای اسلامی». در بخش نخست، شریعتی درباره  متد علمی حوزه‌های علمیه در مقایسه با آکادمی‌ها و دانشگاه‌های نوین سخن می‌گوید و فلسفه تعلیم و تربیت در نظام حوزه را در مقایسه با فلسفه‌ علم در جهان معاصر، فلسفه‌ای با مبنای کمال‌گرایانه و انسانی قلمداد کرده که هدف غایی را نه نیل به رفاه و قدرت، بلکه دستیابی به کمال و حقیقت برمی‌شمرد. بخش دوم در دفاع از اصل مترقی اجتهاد به عنوان مغز پویای مکتب اسلام نوشته شده و در بخش آخر شریعتی به سوالی درباره موضع خود در مقابل روحانیت پاسخ می‌گوید. و دعوای میان خود و عالم اسلامی را دعوای پدر-فرزندی می‌داند. او موضع اصلی انتقادات خود را شفاف می‌کند و روحانی راستین و پاک‌باز شیعه را منشا همه تحولات انسانی و انقلاب‌های ضداستعماری می‌داند. در این سه‌گانه، شریعتیِ روشنفکر در موضعی مسئولانه به دفاع از روحانیت راستین می‌پردازد و راه را بر هرنوع قضاوت غیرمنصفانه و ناجوانمردانه درباره خود می‌بندد. از همین روست که «درباره روحانیت» را دفاعیه‌ای خواندم، که نخواندنش به مثابه گرفتن گوش‌هاست برای فرار از حقیقت یک عقیده راستین.




مشخصات کتاب:
عنوان: درباره روحانیت
مولف: دکتر علی شریعتی
ناشر: سپیده‌باوران
قطع: رقعی
تعداد صفحه: ۱۶۰
قیمت: ۶۰۰۰تومان


این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.


پی‌نوشت:

این نوشته نیز به قلم همسرم است.

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۲ ، ۰۰:۲۳
زهیر قدسی

صد پنجره به سوی تازگی



** «اقبال به شعر کوتاه در دهه هشتاد به نحو محسوسی بالا گرفته و دلایل مختلفی می‌توان برای تحلیل این واقعه ادبی اقامه کرد که از جمله آن‌ها، کم‌حوصلگی شاعران و مخاطبان و بی‌رونقی بازار شعر (به طور عام)، شتاب‌زدگی و کمبود فرصت انسان امروز برای زیستن و اندیشیدن و هم‌ساز شدن او با ابزارهای نوین ارتباطی است... خیز دوباره رباعی (در اواسط دهه هفتاد) ربط چندانی به فراگیری اینترنت و پیامک ندارد، اما نقش این قبیل ابزارها را در رواج عمومی رباعی نمی‌توان نادیده گرفت...»


** متن بالا بخشی بود از یادداشت آغازین جناب «سیدعلی میرافضلی» بر کتاب ارزشمند «در آستانه تازه شدن» که انتخاب یکصد رباعی از شصت رباعی‌سرای امروز است. البته عادت بر این نبوده که از مقدمه یک کتاب برای معرفی آن استفاده کنیم اما مقدمه گران‌مایه گردآورنده این کتاب به گونه‌ای است که هرآنچه حرف زدنی را، زده؛ و این البته نشان از تسلط آشکار جناب آقای میرافضلی بر تاریخ رباعی و رباعی‌سرایان دارد. این مقدمه خواندنی بی‌شک برای تمامی کسانی که علاقه‌ای -ولو مختصر- به شعر دارند، توصیه کردنی است. در این مقدمه، خواننده درباره چگونگی و تاریخ پیدایش رباعی و فراز و نشیب‌های آن در ادوار شعر پارسی اطلاعات مفیدی کسب می‌کند و به صورت جدی‌تری با گرایش‌های تکنیکی و محتوایی این قالب شعری در چند دهه اخیر آشنا می‌شود.

در آستانه تازه شدن


** گرچه پیش از این، از جناب میرافضلی مجموعه‌هایی با عناوین «تقویم برگ‌های خزان»، «گنجشک ناتمام» و «تمام‌های ناتمام» توسط ناشران مختلف منتشر شده است، اما ایشان با تواضعی محسوس، در این مجموعه از سروده‌های خود چیزی نگنجانده‌اند.
به هرتقدیر، این کتاب پس از مجموعه‌های «دادخواست – ۱۰۰شعر اعتراض»، «یک بغل کاکتوس – ۱۰۰شعر طنز» و «همواره عشق – ۱۰۰شعر عاشقانه» چهارمین دفتری است که برای شناخت و معرفی بهتر شاعران معاصر، توسط نشر سپیده‌باوران منتشر شده است. چند رباعی زیر –با انتخاب کاملا تصادفی- برای مزه‌چشی تقدیم مخاطب عزیز می‌شود:


امروز، روا و ناروا مثل هم‌اند
نفرین تو و دعای ما مثل هم‌اند
فرقی بین قناری و کرکس نیست
این‌جا همه پرنده‌ها مثل هم‌اند
***
خون دهنم ریخته بر پیرهنم
بر پیرهنم ریخته رنگ سخنم
من حرف نمی‌زنم، شنیدن پیداست
از دستی که گذاشتی بر پیرهنم
***
از دشمن دیرینه شدن می‌ترسم
از دفن در این کینه شدن می‌ترسم
آن‌قدر پُر از لکه شده روحم که
از خیره به آیینه شدن می‌ترسم
***
باران: تب هر طرف ببارم دارم
دهقان: غم تا به کی بکارم دارم
درویش نگاهی به خود انداخت و گفت:
من هرچه که دارم از «ندارم» دارم



مشخصات:
عنوان: در آستانه تازه شدن - ۱۰۰ رباعی از شاعران معاصر
گردآورنده: سیدعلی میرافضلی
ناشر: سپیده‌باوران
تعداد صفحه: ۱۰۴
قیمت: ۳۳۰۰تومان


این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۲ ، ۰۹:۰۰
زهیر قدسی

جمعه‌ها هنوز خوابیم!


*یک عمر تو زخم‌های ما را بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه می‌رسد آقاجان!
ما تازه به یادمان می‌آید هستی.


این رباعی را برای خودم نوشتم تا به خودم طعنه زده باشم برای کم‌کاری‌ام. برای این‌که توجیه کرده باشم خودم را... برای این‌که عذرخواهی کرده باشم... برای این‌که بگویم جمعه‌ها اگرچه ندانیم چرا، اما هنوز دل‌مان می‌گیرد... برای این‌که عصرهای جمعه سخت‌ترین لحظات هفته‌اند... و بگویم که سخت شده نوشتن برای تو چون دیگر اسیر عبارات و کلیشه‌ها شدم و نمی‌توانم زیباترین نوشته‌هایم را به تو تقدیم کنم. شاید هم این تقصیر تنها بر من نباشد، منی که تنها ابزار دم دستی‌ام همین کلمات‌اند؛ کلماتی که هیچ‌گاه پاسدار خوبی برای‌شان نبوده‌ایم و زیاده هر جا و هر زمان خرج‌شان کرده‌ایم بی‌ آن‌که  حواس‌مان باشد که کلمات با این بی‌احتیاطی ادبی ما، از معنای واقعی خود دور می‌افتند و می‌شوند جز واژگان معمولی روزمره. و«انتظار» از آن واژه‌های مظلوم عصر ماست.


جمعه‌ها هنوز خوای می‌بینند


*«جمعه‌ها هنوز خواب می‌بینند» عنوان مجموعه شعری از «سودابه مهیجی» است. ۵۲ غزل از شاعر جوانی که همه سروده‌هایش به مفهوم انتظار می‌پردازد. شاعری که در سروده‌هایش سعی کرده  از نگاه کلیشه‌ای پرهیز کند و بیش‌تر حرف دل خویش بگوید تا این‌که به تکرار مکررات بپردازد. کم نیستند شاعرانی که پیش از این در این وادی سخن‌پردازی کرده‌اند، اما ویژگی شاعران موفق معاصر ما این است که در شعرهای لبریز از حس انتظارشان، خود را به پای میز محاکمه بکشانند و در حکم متهم ردیف اول با خود و نسل‌شان سخن بگویند، به زمانه‌ اعتراض کنند و در یک کلمه، انتظار را از بُعد دیگری جز انفعال به مخاطب بنمایانند.

شاعر حتی تمام سعی خود را می‌کند تا از مستقیم‌گویی پرهیز کند و شاید به همین خاطر است که شعرش هم پیچ و تاب‌های عاشقانه غزل را دارد و هم در ذات خود نوعی نگاه اجتماعی و انسانی را. حتی انتخاب نام کتاب و طرح جلد هم از همین قاعده تبعیت می‌کند و جز واژه «جمعه‌ها» چیز دیگری مفهوم انتظار را به ذهن نمی‌آورد.

*چه جمعه‌ای!  چه غروب غریب و دل‌گیری!
چرا سراغی از این جمعه‌ها نمی‌گیری؟
غریبه‌ای که هنوز و همیشه در راهی!
کجای راه سفر مانده‌ای به این دیری؟
به پیشواز تو آغوش زندگی جان داد
بیا پیاده شو از این قطار تاخیری
*
چقدر پیر شدی روی گونه‌هایم، اشک!
تو سال‌هاست که از چشم من سرازیری
چقدر ماندی در بند انتظار ای دل!
شدی شبیه به دیوانگان زنجیری!
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چگونه از غم دوری او نمی‌میری؟


مشخصات کتاب:

عنوان: جمعه‌ها هنوز خواب می‌بینند
نویسنده: سودابه مهیجی
تعداد صفحه: ۱۱۰صفحه
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
ناشر: سپیده‌باوران
قطع: رقعی


این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.



پی‌نوشت:

گفتیم خارج از کلیشه‌ها زودتر به پیشواز شعبان و ولادت حضرتش برویم!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۲ ، ۲۲:۰۳
زهیر قدسی

پیش‌نوشت: با این‌که مطالب نوشته شده‌ای که هنوز در جاکتابی قرار نگرفته‌اند بسیارند اما به مناسبت چاپ دوم کتاب حاضر و همچنین نزدیک شدن به هفته وحدت، این یادداشت را بازگزاری کردیم.


همه‌ی ما برادریم


«خداوند بر این امت منت گذارده و بین آنان ریسمان الفت [و اتحاد] را گره زده است ...این نعمتی است که احدی نمی‌تواند بهایی برایش بگذارد؛ زیرا از هر بهایی گران‌قدرتر و از هر چیز باارزشی پرارزش‌تر است.»(نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۲)

**برخی کلیدواژگان آن‌چنان پهنایی از معنا را در خود جای می‌دهند که هزاران سطر نوشتن و هزاران کلمه سخن راندن حق مطلب‌شان را ادا نمی‌کند، و باز بسیار دیرفهمی و بدفهمی و کج‌فهمی  دامن‌ آن کلمات را می‌گیرد و باز باید سخن‌ها راند و غبار از چهره معانی زدود. و البته این واژگان گاه آن‌چنان اساسی و سرنوشت‌سازند که نمی‌توان رهایشان کرد و از کنارشان به سکوت گذشت.
تفهیم و تبیین «وحدت اسلامی» آن هم در زمانه‌ای که تیزترین تیرِ ترکشِ دشمنان اسلام، کالبد آن را نشانه رفته است، و آن هم در زمانه‌ای که چهارسوی جهان را موج اسلام‌خواهی و بیداری فراگرفته، ضرورتی است غیر قابل انکار. و بدون اجرای بی‌کم و کاست این آرمان، شاکله امت اسلامی ره به تعالی نخواهد برد. و چه بسا زهر تفرقه و اختلاف آنان را به دست خود و از درون خود از پای بیاندازد. آن‌چه که در این روزهای حساس و سرنوشت‌ساز تاریخی بر  امت اسلامی می‌گذرد از مصر و یمن و تونس تا لیبی و بحرین و دیگر کشورهای مسلمان عرب، لزوم پرداختن به این مهم را صدچندان می‌کند. و بر کسی پوشیده نیست که در میان شیعیان نیز در باب این مسئله بدفهمی‌هایی وجود دارد که مانعی بزرگ است در جهت احقاق وحدت اسلامی؛ و کمکی است بی جیره و مواجب به دشمنان قسم خورده اسلام.


پیشوایان شیعه پیشگامان وحدت


**کتاب«پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت» تحقیقی است مختصر با هدف نیل به این رسالت که نشان دهد مسئله وحدت، نه مسئله جهان امروز، بلکه دغدغه پیشوایان شیعه و امامان معصوم و در راس همه آنان امام علی‌(ع) بوده است، نویسنده کتاب در مقدمه می‌نویسد:«این نوشته نگاهی است تحقیقی به روایات و سیره عملی ائمه معصومین(ع) که در آن ابعاد مختلف نگرش آن بزرگواران را نسبت به موضوع وحدت اسلامی به رصد نشسته، مشخص می‌سازد که انسجام امت از دستورات و تکالیف عظیم شرعی است که اهل بیت در تبیین و ترویج آن بسیار کوشیده‌اند.»
مهدی مسائلی پس از بیان موجزی از کلیات در باب واژه وحدت و مقصود از آن، به انعکاس جلوه‌های وحدت در کلام و سیره پیشوایان پرداخته است. و سعی نموده تا حد امکان به سوالات و عکس‌العمل‌های شیعیان تندرو در این باب پاسخ گوید. از آن‌جا که کتاب بیش از آن‌که نوشتاری خشک و تحقیقی باشد، سخنرانی‌ای روان و همه فهم است، خواندن آن را می‌توان به بسیاری از شیعیان پرسش‌گر توصیه نمود، چرا که کتاب در بخش‌های مجزا و با استفاده از روایات معتبر و موثق به بیان مصادیق این وحدت در نمازگزاردن و حج و مراوده و معاشرت با اهل سنت و نیز نهی از لعن و نفرین و تکفیر و مخاصمه پرداخته است.
با این همه در بخش پایانی کتاب با عنوان «مدارا آری؛ مداهنه نه» به تبیین تفاوت این دو اشاره شده و نرمی با مردم-مدارا- را همان قدر لازم می‌داند که  نرمی در حقیقت-مداهنه- را ناروا و قربانی کردن حقیقت.

این کتاب به قلم محقق گرامی آقای «مهدی مسائلی» به رشته تحریر در آمده و توسط انتشارات «سپیده‌باوران» به بازار کتاب ره یافته است. از ایشان پیش از این کتاب‌هایی چون«نهم ربیع، جهالت‌ها و خسارت‌ها» و نیز «قمه‌زنی؛ سنت یا بدعت» به چاپ رسیده است.




مشخصات کتاب:

عنوان: پیشوایان شیعه، پیشگامان وحدت

نویسنده: مهدی مسائلی

ناشر: سپیده‌باوران

تعداد صفحه: ۱۲۸

نوبت چاپ: دوم

قیمت: ۵۵۰۰تومان

قطع: رقعی


این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.


۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۱ ، ۲۱:۴۷
زهیر قدسی

آن‌سوی پرچین زمان


*«شک، کبوتری است که در نیمه‌راهِ یقین بر کویر وهم می‌نشیند و یک بالش طاغیِ سکون می‌شود و دلتنگ آسمان، برای رسیدن و وصل، برای شدن و بودن و برای اثبات موجودیت خویش، از سر شوق به جنبش در می‌آید و یک بال از وحشت سقوط، امنیت زمین را با تمامی ذلّت و خفّتش مقدم بر آسمان و رسیدن به اوج می‌داند و اسارت را به رهایی ترجیح می‌دهد و این‌گونه سنگسنس وجودش را بر بال دیگر تحمیل می‌کند، بدین‌سان کبوتر بینِ آسمان و زمین معلق می‌ماند و بینِ دوراهیِ وهم و یقین، سرگردانِ ماندن و رفتن می‌شود. آن‌چه انسان را فراتر از وهم و یقین به میزان می‌کشد و در اوجِ آسمان به پرواز در می‌آورد، آگاهی دریافت حقیقتِ وهم و یقین است.»


*«آن‌سوی پرچین باغ» از آن رمان‌هایی است که می‌توان آن را، حتی با درنظر گرفتن ضعف‌های معدودش، در شمار بهترین‌های ادبیات داستانی ایران قرار داد. رمانی کم‌آوازه از نویسنده‌ای کم‌آوازه به نام «طاهر جیناک». باید اعتراف کنم که اول‌بار که این کتاب را به دست گرفتم اصلا جدی‌اش نگرفتم. اما در همان صفحات آغازین از روی نثر پرکششِ آن متوجه شدم که باید پیش‌داوری را کنار گذارد و به داوری نشست.


آن سوی پرچین باغ


*اگر خیلی خلاصه بخواهیم از این کتاب سخن برانیم، باید گفت که این کتاب دارای چند ویژگی است. مهم‌ترین ویژگی‌اش شخصیت‌پردازی بسیارخوب نویسنده است. نویسنده در طول داستان مخاطب را به جاهایی و پیش کسانی می‌برد که اول برای‌مان چندان مهم نیستند؛ اما وقتی داستان را پیش می‌گیرم، می‌بینیم که این آدم‌ها و این اتفاقات روی شخصیت‌های اصلی داستان چه تاثیری گذاشته‌اند و این همان بخش جذاب داستان است. از طرفی داستان با نثرهایی شاعرانه که عموما در اوائل فصل‌ها قرار داده شده همراه است که نمونه‌ای از آن را خواندیم. این نثرها و خود داستان گاه شکل فلسفیِ پیچیده‌ای به خود می‌گیرند اما به آنان‌که به فلسفه علاقه‌ای ندارند باید مژده داد که این بخش فلسفی در لایه‌ای مجزا و مشخص وجود دارد و به داستانی بودن کتاب لطمه‌ای نمی‌زند. بی‌راه نیست اگر بگوییم که این داستان با اسطوره‌های خیر و شر همراه است و در عین این‌که بسیاری از شخصیت‌های داستان حضوری واقعی در تاریخ معاصر دارند اما نمی‌توان انتظار داشت که همه آن برخواسته از واقعیت باشند.


*داستان بر اساس شواهد، مربوط به دهه پنجاه می‌شود و پیرامون نوجوانی می‌گردد که حصارها را برنمی‌تابد و دیگران را با شخصیت منحصر به فرد خود برانگیخته می‌کند تا حصارهای‌شان را بشکنند. درضمن آن‌گونه که پیداست قرار است این داستان ادامه داشته باشد و این جلد اول این رمان است اما با این حال جلد اول خود مستقل به نظر می‌رسد.



مشخصات کتاب:

عنوان: آن سوی پرچین باغ

نویسنده: طاهر جیناک

ناشر: سپیده‌باوران

تعداد صفحه:۲۸۰

قیمت: ۵۵۰۰تومان

قطع: رقعی

نوبت چاپ: دوم


این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.



پی‌نوشت: به وبلاگ دیگرم، «نیم‌پز» حتما سر بزنید و از لطف و نظرتان محروم نسازیدمان!



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۱ ، ۱۷:۵۱
زهیر قدسی
خاطرات کثیف مدرسه!

*نه! ربطی به امروز نداره. من از همون بچگی، شنبه رو دوست نداشتم. یادم میاد هفته‌هایی که توی مدرسه صبحی بودم، وقت تعطیلی ظهر پنج‌شنبه، به قول کتابای درسی: از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم. و از این‌که هفته آینده بعدازظهری می‌شدم، به خود می‌بالیدم! چرا؟ چون شنبه هفته بعد به جای صبح، ظهر به مدرسه می‌رفتم! با هزار ذوق و شوق ساعت‌ها رو می‌شمردم تا بدونم چقدر به مدرسه می‌رم! تو چشم من هر ساعت تاخییر، تیری بود که به قلب مدرسه می‌کوبیدم! یادم هست که آخرش ۶ داشت، ۳۶ یا ۴۶ ساعت تعطیلی. با گذشت هر ساعت انگار چیزی از انبار مهماتم کم می‌شد. جمعه به خودیِ خود یک گردان کمکی بود که بعد از یک‌هفته مبارزه، تو مدرسه به کمک می‌اومد و من رو از محاصره نجات می‌داد. شاید به همین علت بود که از همون دوران، هرچقدر از ریخت شنبه بیزار بودم به پنج‌شنبه علاقه داشتم. پنج‌شنبه نوید رسیدم جمعه و رنگش زرد بود. من اگه در تمام اعتقاداتم(که به نظرم اصلا اعتقاد خاصی نداشتم) شک داشتم، در این مورد مطمئن بودم که امام زمان هم جمعه ظهور می‌کنه. البته همه روزا برای خودشون رنگی داشتن به جز شنبه که ذاتا سیاه بود. اصلا از اولش با شنبه پدرکشتگی داشتم. دلم می‌خواست روز شنبه تمام کلاغ‌ها از سر صبح تا بوق سگ، قارقار کنن و مردم ژرچم‌های سیاه روی خونه‌هاشون بزنن! هرچند از صدای کلاغ‌ها خیلی بدم می‌اومد، حاضر بودم با تحمل این صدا، شنبه رو چنین چنین تنبیه سختی بکنم. خوب حالا می‌دونی بهترین اتفاقی که می‌تونست بیفته چی بود؟ بله، اگه شنبه به تعطیلی می‌خورد بی‌شک قلبم از شدت خوشحالی و هیجان منفجر می‌شد...

بچه مثبت مدرسه

*خوب این بخشی از کتاب «بچه مثبت مدرسه» نوشته «یاسر عرب» بود. حالا اگر توانستید مقاومت کنید و دنبال این کتاب نگردید و آن را نخرید! اگر توانستید به طرح جلد زیبای کتاب نگاه کنید و از کنارش بی‌تفاوت رد شوید! من که بعید می‌دانم آدم، نسبت به قصه‌ای که قهرمان داستانش خودش باشد و در مدرسه خودش اتفاق بیفتد و آدم‌های داستانش هم همان‌هایی باشند که هر روز در مدرسه و در راه مدرسه با ایشان مواجه می‌شود، بی‌تفاوت بگذرد! این داستان هیچ کشف ویژه‌ای ندارد که به دنبال آن بگردیم اما همان‌گونه که می‌بینید قلمی ساده و صمیمی دارد؛ آن‌قدر که پس از معرفی مجبور شدم به سختی تمام «ه»های آخر افعال را به «د» تبدیل کنم. به همین راحتی قلمش بر روی قلام نویسنده بزرگی چون من(!) تاثیر گذاشت. پس بهتر دیدم که کتاب خودش، خودش را معرفی کند.
بچه مثبت مدرسه، کتابی دوگانه است. چراکه نویسنده برای داستانش دو راوی برگزیده. یکی پرحرکت و پر شور و شر و دست‌داشتنی؛ و دیگری به قولی بچه‌مثبت و معصوم و زلال و بازهم دوست داشتنی!

*یاسر عرب نویسنده‌ای است که به خوبی از پس زنده کردن خاطرات فروخفته‌ی بچه‌های ده‌ی پنچاه و شصت برمی‌آید. و البته به صورت کلی طبیعت کودکان و نوجوانان را به خوبی درک می‌کند و می‌داند که کجای دل مخاطب دانه‌اش را بکارد تا سبز شود.



مشخصات کتاب:

عنوان: بچه مثبت مدرسه
نویسنده: یاسر عرب
ناشر: سپیده‌باوران
قطع: جیبی
تعداد صفحه: ۱۱۲
قیمت: ۲۲۰۰تومان
نوبت چاپ: دوم

این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی۱۴، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ (با شماره تماس ۰۵۱۱.۲۲۲۲۲۰۴) تهیه نمود.


۱۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۱ ، ۱۶:۰۰
زهیر قدسی

چکه چکه تا ملاقات خدا...


 **رمضان‌های کودکی را خوب یادم هست که بی‌صبرانه منتظر آمدنش می‌ماندیم و وقتی می‌رسید پر می‌شدیم از عطر سحری و افطار. دچار وجد می‌شدیم از این بر هم خوردنِ برنامه روزمره خانه، صبحانه، ناهار، شام... .
 سحرها با صدای رادیوی کوچک خانه برمی‌خواستیم و ریه‌هامان را پر می‌کردیم از بوی غذای سحر، که مادر نجیبانه و بی‌گفت‌و‌گو برای همه آماده کرده بود. و دعای سحر و لحظه‌های پایانی «...شنوندگان عزیز! تنها سه دقیقه دیگر تا اذان صبح باقیست...» و تمام روز را لب‌بستن و ننوشیدن و نخوردن...که ما هم بزرگ شده‌ایم و روزه‌داریم! تا این‌که صدای پای افطار می‌آمد و باز مادر که از صبح لب از همه چیز بسته بود جز قرآن و دعا، نجیبانه سفره می‌گشود و صدای ربنا، فضای خانه کوچک ما و روح روزه‌دارمان را پر می‌کرد...
این‌ها را نگفتم به حسرت روزهای کودکی؛ گفتم تا یادمان بیاید ما میهمان سال‌های دور و دراز این سفره‌ایم، میهمان پرتوقعی که هرساله در را برایش می‌گشایند و او خالی می‌آید و لبریز باز‌می‌گردد به زندگی‌‌اش...

**ماه رمضان که می‌آید، روزه‌دار لب می‌بندد از خوردن و آشامیدن و گناه! – که گناه هم بلعیدنی است- و لب می‌گشاید به قرآن، به نیایش و دعا... و چه خوب که خدا خودش یادمان داده چگونه سخن گفتن با خودش را... هر روز چند خط دعا، چند کلمه‌یِ کوتاهِ کوتاه... خوب هوای بنده روزه‌دارش را دارد. اما این دعاهای کوچک هر روزه را که بگذاری کنار هم، می‌شود یک اقیانوس حرف که با خدا زده‌ایم. می‌شود سی ساغر که هر سحر نوشیده‌ایم. هر روز، تنها چند قطره کلمه را چکانده‌ایم به روح‌مان و عید پایان میهمانی که نگاه بیاندازیم به خودمان، دریایی ساخته‌ایم با همین قطره‌ها.


سی ساغر سحری


**«سی ساغر سحری» عنوان مجموعه‌ای کوچک است که سعی دارد در دریای این دعاهای کوچک هر روزه، تعمقی کند شایسته. با زبان ادبی دل‌انگیز و صمیمانه و به قلم «محمدرضا مروارید». نویسنده تلاش می‌کند مخاطب را در لذت دریافت‌های شخصی‌ خویش از دعاهای روزمره ماه مبارک شریک گرداند و چنان‌که خود در مقدمه می‌گوید هرگز خود را پایبند به واژه‌ها ندانسته و گاه بر آن افزوده و گاه کاسته و به قول خودش: «چون گوی سرگردان خود را اندر خَم چوگان او نهاده‌ام تا آن را به زبانی همگانی واگویه کنم.»

کتاب لحنی صمیمی و ادیبانه دارد. نثری آهنگین و دل‌چسب. و روزه‌داری که گاه متحیر کوچکی این دعا می‌شود و می‌ماند تا چگونه با این جرعه‌های کوچک خود را سیراب کند، می‌تواند قدری با این کتاب و نیایش‌هایش، در فضای دعایی که در آن روز خوانده، تاملی بیش‌تر داشته باشد.

**«خدایا! بار گناه بر دوشم نشسته، سنگینی نافرمانی‌ها کمرم شکسته، کو حبیبی که بدان پناه گزینم؟ و کجاست آن دستان روان‌درمانگری که از آن درمان خواهم؟ هرچه می‌جویم تکیه‌گاهی نمی‌یابم، و بر گرد هر که می‌گردم پاسخی نمی‌شنوم، چه کنم با این کوله‌بار درشت گناهم؟ دوا و درمان از که خواهم؟ پنج روز از ماه رمضان رحمتت گذشته و از انبوه دردهایم کم نگشته، کیست جز تو که بر من بخشاید؟...»



مشخصات کتاب:


نشر سپیده‌باوران /80صفحه / چاپ دوم 1390 / قطع رقعی/ 2200 تومان

این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی14، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ با شماره تماس 0511.2222204 تهیه نمود.


پی‌نوشت:

1- این روزها برای سلامتی کسانی که -مثل من و همسرم- نمی‌توانند روزه بگیرند، دعا کنید. نمی‌دانم چقدر قدر روزه‌داری‌تان را می‌دانید اما برای منی که فقط یک‌سال توانسته‌ام روزه بگیرم، رمضان ماه پرحسرتی است. خدا را شکر کنید.

2- تقریبا بنا دارم هربار، همراه به‌روزرسانی جاکتابی صفحه‌ی «ختم ساغر» که لینکش در سمت چپ صفحه قرار دارد را به‌روزرسانی کنم. گو این‌که ممکن است زودتر و تندتر این اتفاق بیافتد. پس فراموشش نکنید.

۲۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۱ ، ۱۷:۱۳
زهیر قدسی
پسر عباس قلی خان چه کاره بود؟!

** اگر به احساسات جامعه محترمه نسوان (بانوان) برنخورد، بدون هیچ‌گونه قصد و مرضی، و بی‌آن‌که استعدادهای درخشان و رتبه‌های تک‌رقمی‌شان در کنکور را فراموش کرده باشیم، این‌گونه مشاهده می‌شود که حضور این قشر در شعر طنز بسیار کم‌رنگ است. و واقعا ما از این بابت خیلی متاثر هستیم. به همین دلیل است که دیری است کلا هیچ شعر طنزی به دل‌مان نمی‌نشیند و حتی شعرهای طنز کوفت‌مان می‌شود وقتی می‌بینیم شاعرش یک بانو نبوده است! البته عمده‌ترین علت کم‌رنگی و کم‌رونقی این حضور -به قول استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد- «ادب شرقی و لزوم حفظ متانت و وقار» باشد.


** تا این‌که سرکار خانم «نسیم عرب‌امیری» این طلسم را شکستند و مجموعه شعر طنزی با عنوان «داشت عباس‌قلی‌خان پسری» را روانه بازار نشر کردند. خانم عرب‌امیری طنزپردازی میانه‌رو و کم‌حاشیه است. در شعرهای او، چنان‌که از یک‌طنزپرداز بانو توقع می‌رود، حریم حیا حفظ می‌شود و می‌توان اعتراف نمود که این حریم باعث رونق و ظهور بیش‌تر هنرمندی در سروده‌های او شده است. جناب زرویی نصرآباد در مقدمه‌ این کتاب، چنین نوشته‌اند: «...طنز عرب‌امیری، طنزی فخیم، نجیب و مبتنی بر تعاریف جهانی و آکادمیک طنز است. از پرخاشگری و پرده‌دری می‌پرهیزد و عفت کلام را فدای جذب مخاطب بیش‌تر نمی‌کند.... او به خوبی آموخته است که اگرچه پرداختن به مسائل داغ روز، به کارش بعد رسانه‌ای می‌دهد و او را سریع‌تر به شهرت می‌رساند، بهتر است که با پرداختن به دغدغه‌های انسانی، به ماندگاری آثارش بیاندیشد.»

** عنوان کتاب، که حتما برای‌تان آشناست، برگرفته یکی از سروده‌های مشهور ایرج‌میرزا است. همان سروده مشهوری که –علی‌الخصوص جوانان قدیمی- اجرای صوتی‌اش شنیده باشند: «داشت عباس‌قلی خان پسری/پسر بی‌ادب و بی‌هنری/ اسم او بود علی‌مردان خان...»

عرب‌امیری با استفاده از ریتم و فرمت ظاهری این سروده آشنا، دست به سرایش مجموعه‌ای شعر می‌زند که همه آن‌ها با مصرع آغازین همین شعر شروع می‌شوند. او در این سروده‌ها با بی‌طرفی و ظرافت ستایش‌برانگیزی دست به نقد اصنافی از جامعه می‌زند و ضعف و کجی‌های‌شان را به خوبی نمایش می‌دهد. یک‌بار مچ دزد خرده‌کاری می‌گیرد که حالا دانه‌درشت شده است و باری دیگر سراغ جوان ورزش‌کاری می‌رود که روزگار سر ناسازگاری با او برمی‌دارد...


** بی‌خبر عزم کوه قاف کنید
دوستان! بنده را معاف کنید
مرضی مثل ترک عادت نیست
سر بی‌درد جز سعادت نیست
فهم و دانش اگرچه مطلوب است،
عقل ناقص برای من خوب است
قصد دارم که بندگی بکنم
بگذارید زندگی بکنم
بکشید از کنار من یک جوب(!)
لای دندان من علوفه خوب
بعد ترسیم چشم‌هایی ناز
دوست دارم دو قطعه گوش دراز
تا که راحت‌تر از زمین پا شم
دوست دارم چهارپا باشم!
دست آخر به یک زبان غریب
روی پیشانی‌ام به این ترتیب،
بنویسید: «توی مکتب من
فهم هر چیز زایدی قدغن»
چون که هرگز نمی‌دهم از دست

لذتی را که در خریت هست!


مشخصات کتاب:


نشر سپیده‌باوران /142صفحه / چاپ اول 1391 / قطع رقعی/ 4400 تومان

این کتاب را می‌توان از فروشگاه کتاب آفتاب واقع در چهارراه شهدا، روبه‌روی شیرازی14، پاساژ رحیم‌پور، انتهای پاساژ با شماره تماس 0511.2222204 تهیه نمود.


بی‌ربط نوشت: اگر دقت فرموده باشید، لینک صفحه‌ی «ختم ساغر» -که گه‌گاه با ابیاتی که مورد توجهم قرار می‌گیرند به‌روز می‌شود- در سمت چپ صفحه، زیر عنوان «فهرست اصلی» قرار گرفته است. هم‌دلی‌تان مایه‌ی مسرت است.

۲۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۱ ، ۲۲:۳۳
زهیر قدسی

تا بگویم فرق خر را با الاغ!


* این روزها میان ما و کتاب‌هایی چون «مثنوی معنوی» فاصله بسیار افتاده است، تا جایی که اگر از دانشجویان پرادعایی که به محض ورود به دانشگاه، فکر می‌کنند فیل هوا کرده‌اند! بخواهند فقط 10 بیت از این کتاب عزیز را از حفظ که نه، از رو بخوانند عین ژیان یا پراید (چه فرق می‌کند؟!) در سواحل ماسه‌ای خزر گیر می‌کنند!! این حکایت اسف‌بار امروز ماست.


* اما جناب آقای «عباس احمدی» که حداقل 8 سالی را با همین جماعت دانشجو -به عنوان دانشجو- سر و کله زده و نمی‌دانم چند سال است که به عنوان استاد دانشگاه به این سر و کله زدن ادامه می‌دهد، دفتر شعری با عنوان «مثنوی دانشجویی» منتشر نموده تا به قول خودش: فرق خر را با الاغ بگوید!!
وقتی با عباس احمدی مواجه می‌شوی، به دلیل حجب و حیای گفتاری و رفتاری، این باور که با شاعری طنزپرداز روبه‌رو هستی، قدری مشکل است؛ اما به هرحال این مشکل‌باوری دخلی در ماجرا ندارد و او همان‌گونه که عرض شد شاعری طنزپرداز و با حفظ سمت دارای دکترای منابع طبیعی و استاد دانشگاه است!

مثنوی دانشجویی

* او قلمی ساده و صمیمی و بی‌ادعا دارد. با همان وزن معروف مثنوی سروده و البته چنان‌که امروز مرسوم است قدری رعایت وزن، در خوانش برخی از ابیات کتابش مشکل است و دچار سکته‌هایی خفیف می‌شویم. اما لطافت طنز او و شوخی‌های مودبانه(!) او، باعث ریزخنده‌هایی در مخاطب می‌شود که جای تقدیر و تحسین دارد. او با این کتاب نقد را راحت و بی‌رودربایستی با مخاطب دانشجو در میان می‌گذارد و این نقد آن‌قدر هم گزنده نیست که بخواهد کسی را آزرده کند.

کتاب طراحی جلد جالبی دارد با ظاهری امروزی و دانشجوپسند اما در داخل قدری سعی شده تا شمایلی نوستالوژیک از کتب قدیمی ارائه شود تا احساس مثنوی‌خوانی در مخاطب تقویت گردد.


*باب اول؛ خرخوانی مر دروس را بهر کنکور و قبولی در دانشگاه و الخ...
بشنو از من چون حکایت می‌کنم
درد دانشجو روایت می‌کنم
در هوایی سرد شعری گفته‌ام
بشنوید، از درد شعری گفته‌ام
«سینه خواهم شرحه‌شرحه از فراق»
تا بگویم فرق خر را با الاغ!
«هرکسی از ظن خود شد یار من»
کرد کاه و یونجه‌اش را بار من
«سر من از ناله من دور نیست»
گرچه اصلا سور و ساتم جور نیست
شعر من معجونی از زخم دل است
تحفه‌ای آورده‌ام ناقابل است...
من جوانی خنگ و پیزوری شدم
یک-دوسالی پشت کنکوری شدم
بر جوانیّ خودم آذر زدم
خر زدم، هی خر زدم، هی خر زدم
چون نتایج آمد اشکم شد روان
فحش دادم بر زمین و بر زمان...

۲۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ خرداد ۹۱ ، ۱۹:۲۷
زهیر قدسی